ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

57

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

است ، واشاره دارد به اين كه علوم از آنها نمايان مىشود ومردم بايد از آنها پيروى كنند ، وشايد منظور از مصابيح ، ادلّه دين مانند كتاب وسنّت باشد . ( 20670 - 20669 ) 20 - كريم المضمار : يعنى اسلام در ميدان مسابقه حيات هميشه برنده است ومراد از اين ميدان مسابقه ، دنياست ، وشكّ نيست كه ميدان آن كريم وارجمند است ، زيرا از اين جاست كه أنوار معرفت كسب ، ودر پرتو آن به سوى خدا گام برداشته مىشود ، واژه مضمار استعاره است براي دنيا وپيش از اين شرح آن داده شده است . ( 20672 - 20671 ) 21 - رفيع الغاية : چون مقصد اسلام ، رسيدن به آستان پروردگار جهانيان است وآستان أو همان جنّة المأوى يا بهشت جاويد است ، لذا مقصد أو بلند وهدف أو عالي است ، زيرا مقصدى بلندتر وهدفى برتر از بهشت وجود ندارد . ( 20674 - 20673 ) 22 - جامع الحلبة : واژه حلبه را براي روز رستاخيز استعاره فرموده است ، زيرا قيامت چنان كه بيان خواهيم كرد حلبه اسلام ووعده‌گاه نتيجة مسابقه است ، وجه استعاره اين است كه مردم در آن روز همه گرد مىآيند تا كدام يك از آنان براي وصول به آستان حضرت حقّ كه همان بهشت جاويدان است بر ديگرى پيشى گيرد ، مانند گرد آمدن اسبان براي مسابقه وشتافتن آنها براي گرفتن جايزه . ( 20676 - 20675 ) 23 - متنافس السبقة : يعنى جايزه آن محبوب وگرانقدر است ، زيرا بهشت جايزه آن است واين گراميترين چيزى است كه بر سر آن رقابت مىشود ومطلوب انسان است . ( 20678 - 20677 ) 24 - شريف الفرسان : واژه فرسان را كه به معناى سواركاران است ، براي دانشمندان اسلام استعاره آورده است ، آن دانشمندانى كه در ميدان دانش يكّه تازان وقهرمانانند ، وشباهت دارند به اسبان لايقى كه در ميدان مسابقه موجب پيروزى صاحبان خود مىشوند . ( 20695 - 20679 ) 25 - التّصديق منهاجه : اين جمله تا آخر اين بخش از خطبه ، توضيحي است بر آنچه در عبارات پيش روشن نشده وتفسيري است بر منهاج ومنار وغاية و